تبلیغات
روز وصال - متن کامل کتاب «آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ» (قسمت چهارم)
روز وصال
*** خوش آمدید ***
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام
ضمن خوش آمد گویی به تمام دوستان عزیز امیدوارم لحظات خوبی را بگذرونید.

"برای سلامتی امام زمان صلوات"

vesal_day@yahoo.com

مدیر وبلاگ : ashegh
نویسندگان
نظرسنجی
چرا در جامعه دید مردم نسبت به امام زمان منفی شده است؟







آیا ریگان به این مطلب اعتقاد دارد؟  

سه منبع این قضیه را روشن می‏كنند: نخست دوران كودكی او و نفوذ عمیق مادرش نل ریگان، كه سخت به كتاب مقدس معتقد بود. باب سلوسر مدیر اجرایی شبكه سخن پراكنی مسیحی، در كتاب زندگی نامه ریگان به نام "شناخت درونی ریگان" (وردبوكس، 1984) می‏گوید كه این مادر "به تحقق یافتن اراده خداوندی، شاید تا حد از پیش معلوم بودن سرنوشت، معتقد بود."


 

آیا ریگان به این مطلب اعتقاد دارد؟  

سه منبع این قضیه را روشن می‏كنند: نخست دوران كودكی او و نفوذ عمیق مادرش نل ریگان، كه سخت به كتاب مقدس معتقد بود. باب سلوسر مدیر اجرایی شبكه سخن پراكنی مسیحی، در كتاب زندگی نامه ریگان به نام "شناخت درونی ریگان" (وردبوكس، 1984) می‏گوید كه این مادر "به تحقق یافتن اراده خداوندی، شاید تا حد از پیش معلوم بودن سرنوشت، معتقد بود."  

سلوسر، در یك سخنرانی رادیویی زیر عنوان "رونالد ریگان و نبوت هارمجدون" كه توسط خبرنگار رادیوی دبلیو.بی.ای.آی. به نام جوكواومو كارگردانی شده بود و در پاییز 1984، از ایستگاه های رادیویی عمومی پخش شد، چنین توضیح داد:  

"نل، مادر رونالد ریگان، بر او در همه زمینه‏ها، به ویژه در پرورش روحی ریگان جوان، نفوذ عمیقی داشت". "این مادر، كه یكی از پیروان مسیح شمرده می‏شد، با اخلاص و اعتقاد كامل در مراسم مذهبی شركت می‏كرد. وی زن بسیار پرهیزگار و كتاب مقدس خوانی بود. در نتیجه، طبیعی كه به درستی، یك زندگی مسیحی نامیده می‏شود، قرار داشت."  

سلوسر در برنامه كواومو گفت: "ریگان، به علت پرهیزگاری بیش از حد، بارها دچار زحمت شد. " سلوسر گفت:"ریگان، این پرهیزگاری خودش را، به صورتی مردانه، از نوع گاری كوپر و به صورت وسترن درآورد." او، به جای گفتن جمله: "خداوند بر من آشكار ساخت"، می‏گفت: "نخستین مشاورم، بر من آشكار ساخت". البته كسانی كه ریگان را می‏شناختند، می‏دانستند كه منظورش از نخستین مشاور، خداوند است، سلوسر چنین نتیجه‏گیری كرد: "به این ترتیب، شما می‏دانید كه او در طی همه سال های زندگی خود، همچنان زیر تاثیر آموزش و تلقینی قرار دارد، كه در آغاز زندگی خود، از مادرش فرا گرفته بود."  

ریگان، به نفوذ بسیار زیاد تلقین و آموزش ابتدای زندگیش اقرار دارد. ریگان به ویلیام رز، نویسنده مقاله مجله "زندگی مسیحی" در ماه مه 1968 چنین گفت: "می‏دانید، من با انجیل بزرگ شده‏ام. من در جلسات درس روزهای یكشنبه مدت های دراز، درس انجیل می‏دادم." ریگان ‏در درس های یكشنبه‏های اولین كلیسای مسیحی شهر دیكسون، در ایالت ایلی نویز، وقتی شاگرد دبیرستان بود، درس انجیل می‏داد.  

ریگان، در مصاحبه‏ای كه در سال 1980، با جیم باكر كشیش انجیلی پروتستان داشت، باز درباره این آموزش و تلقین دوران كودكی و نوجوانی خود، چنین گفت: "من خوشبخت بودم، زیرا مادری داشتم كه ایمان بزرگی را در روحم كاشت. این ایمان، بسیار بزرگ تر از آن چیزی بود كه در موقعی كه مادرم این كار را می‏كرد، حتی تصورش را می‏توانستم بكنم."  

ریگان، علاوه بر مادر معتقد به انجیلش، زیر تاثیر دوستان نزدیكش هم قرار داشت كه بسیاری از آنان، هواخواهان پر و پا قرص مشیت الهی بودند و اعتقاد داشتند خداوند امت برگزیده خود را، هم مورد لطف خاص خود قرار می‏دهد و هم مجازات می‏كند.  

ریگان، در مقاله‏ای در مجله زندگی مسیحی، در سال 1968 نوشت، كه در دوران كوتاهی كه در همان سال در بیمارستان بستری بودم، كشیش پروتستان شهر بل ایر و بازیكن مشهور سابق فوتبال دان موماو و كشیش انجیلی بیلی گراهام به عیادتم آمدند، و سپس این داستان را نقل كرد:  

"ما درباره این مطلب گفتگو می‏كردیم كه چه مقدار از پیشگویی ها درباره دومین ظهور مسیح، در این زمان بخصوص، تحقق پیدا كرده‏اند. گراهام به من گفت رهبران جهان كه انجیل را مطالعه می‏كنند، یا آن را مطالعه كرده‏اند، چگونه به همین نتیجه رسیده‏اند كه ظاهرا هرگز در تاریخ، در طی یك دوران زمانی چنین كوتاهی، این همه پیشگویی‏ها، راست درنیامده‏اند. پس از این گفتگو، من از دان خواستم كه نوشتارهای بیشتری درباره این پیشگویی ها برایم بفرستد، تا خودم بتوانم آنها را با متن كتاب مقدس مقایسه بكنم."  

ریگان به عنوان فرماندار یكی از بزرگ ترین ایالت های آمریکا از جهت وسعت و جمعیت، كارهای اجرایی بسیار زیادی داشت؛ با این همه، وقت بسیار فرماندار را به این كار اختصاص داد كه پیشگویی های انبیا و آخرالزمان را مطالعه كند. از قرار، تحقیق خود او در انجیل، او را دست كم تا حدودی، به این نتیجه رسانید، تا این نظر مذهبی را بپذیرد كه خداوند از پیش مقرر كرده است كه میلیونها نفر از مردمانی كه امروز در قید حیات هستند، در نبرد آخرالزمان كه هارمجدون نامیده می‏شود، كشته شوند.  

در 20 سپتامبر 1970، در هنگام كارزار تبلیغاتی برای دومین دوره فرمانداری ریگان، خواننده هالیوود، پت بون و همسرش شرلی و نیز دو نفر از كشیشان انجیلی بانفوذ و مردم پسند، یعنی جرج اوتیس و هاوالد بردسن، در خانه ریگان، در شهر ساكرامنتو، از او دیدن كردند. در این دیدار، گفتگوی درازی درباره پیشگویی های انبیاء و علایم و نشانه‏های زمان، پیش آمد. از جمله آنچه كه بردسن با عنوان "ظهور روح القدس" توصیف كرده است. اوتیس، این ملاقات را در كتاب خودش به نام "حادثه بزرگ"، "دیداری با یك شاه" نام گذاری كرده است؛ و سلوسر همین دیدار را در كتاب خودش به نام "شناخت درونی ریگان" نقل كرده است.  

هم سلوسر و هم اوتیس چنین نقل كرده‏اند: "در پایان این گفتگو، همه حاضران همراه با فرماندار ریگان، دست به دعا برداشتیم". اوتیس زیر تاثیر این حالت روحی قرار گرفته بود، و ظاهرا ریگان هم همین وضع را داشت. اوتیس ارتقای رتبه ریگان را به ریاست جمهوری پیشگویی كرد و دستان ریگان از پیشگویی اوتیس، به لرزه درآمد.  

در 29 ژوئن 1971، فرماندار ریگان از بیلی گراهام تقاضا كرد یك سخنرانی روحانی برای دولت ایالتی و هر دو مجلس قانون گزاری ایالت كالیفرنیا، ایراد كند. گراهام در سخنرانی خود اظهار داشت كه تنها راه جلوگیری از كمونیسم، "اجرا شدن طرح كتاب مقدس است. كتاب مقدس می‏گوید كه انسان خود را از زحمت و مرارتی به زحمت و مرارت دیگر، و از قضاوتی به قضاوت دیگر می‏اندازد؛ و روزی فرا می‏رسد كه خداوند در تاریخ انسان مداخله می‏كند و مسیح باز می‏گردد."  

به دنبال آن سخنرانی، ریگان ضیافت ناهاری به افتخار گراهام برپا كرد. حاضران در این ضیافت عبارت بودند از اعضاء كابینه ریگان و كاركنان آن، و همچنین رییس جنگجویان جنگ صلیبی گراهام در شهر ساكرامنتو و راوی این داستان والت هانسون.  

همین هانسون برای خبرنگار رادیو دبلیو.بی.ای.آی. نیویورك، یعنی جوكواومو، نقل كرد كه در طی ناهار، گراهام و ریگان سرگرم گفتگو درباره دومین ظهور خداوند ما، عیسی مسیح شدند. و ریگان از گراهان پرسید: "خوب، آیا شما معتقد هستید كه عیسی مسیح بزودی می‏آید؟ در این صورت علامت ها و نشانه‏ها یی كه بر آمدن او دلالت می‏كنند، كدامند؟"  

گراهام پاسخ داد: "این علامت ها و نشانه‏ها ... نشانگر آنند كه عیسی مسیح، درست در آستانه در است. مسیح در هر زمانی ممكن است ظهور كند."  

و سخن پراكنی كواومو، بنا به گزارش هانسون، چنین بود: "فرماندار ریگان، سخت زیر تاثیر این نكته قرار گرفت، و با آن موافق بود."  

بنا بر اظهار نظر هرب الینگ وود، منشی قضایی فرماندار، در همان برنامه رادیویی كواومو زیر عنوان "رونالد ریگان و پیشگویی های هارمجدون" در سال 1971، ریگان كتاب های پرخواننده بسیاری را در موضوع هارمجدون، مطالعه كرد. از جمله این كتاب ها، كتاب لیندسی به نام "زمین، ستاره بزرگ مرحوم" بود، كه در آن سال، مكرر در مكرر مورد بحث قرار گرفت. الینگ وود، كه خود یكی از معتقدان پر و پا قرص پرستش اسراییل و از جمله نبرد آخرالزمان است، گفت كه او و فرماندار ریگان، اغلب با هم می‏نشینند و درباره پیشگویی های كتاب مقدس به بحث و گفتگو می‏پردازند. الینگ وود، كه خود مراسم دعای روزانه كاركنان اداره فرمانداری، در دوران فرمانداری ریگان را، اداره می‏كرد؛ كه منحصرا برای ریگان دعا می‏كردند، گفت: ریگان همیشه متن كتاب مقدس را نقل و یا به شیوه‏های مختلفی به آن اشاره می‏كرد.  

ریگان اغلب درباره پیشگویی‏های انبیا صحبت می‏كرد. شواهد سال 1971 دلالت دارند بر این كه، دست كم در این سال، ریگان از هواخواهان مشیت الهی یا معتقد به پرستش اسراییل و ایدئولوژی هارمجدون بوده است. جیمس میلز، رییس موقت پیشین مجلس سنای ایالت كالیفرنیا، برای مجله "سان دیه گومگزین"، این رویداد را گزارش كرده است:  

"نخستین سال دوره دوم فرمانداری ریگان و همچنین نخستین سال انتخاب میلز، به عنوان رییس مجلس سنای ایالتی بود. این دو نفر در ضیافتی كه به افتخار میلز و با شركت فعالان انتخاباتی هر دو، در ساكرامنتو تشكیل شده بود، در كنار یكدیگر نشسته بودند. ریگان، با مهارت اعجاب‏انگیز و شادی و خنده رویی مسری اش، داشت لطیفه مشغول كننده‏ای درباره باربی اولد فیلد، اتومبیل ران مسابقه ای، تعریف می‏كرد. اما وقتی سرپیشخدمت، دو كاسه بزرگ شعله ور را در برابر فرماندار ریگان و میلز، روی میز گذاشت، ریگان رویش را به سوی میلز كرد و "ناگهان" از او پرسید: "آیا تاكنون دو باب 38 و 39 كتاب حزقیال نبی را خوانده‏اید؟"  

میلز، فرماندار را مطمئن ساخت كه با بزرگ شدن در یك خانواده پروتستان تعمیدی (5) معتقد به انجمیل، باب های مختلف كتاب حزقیال نبی را، كه درباره یاجوج و ماجوج (كه هواخواهان مشیت الهی می‏گویند همین روسها هستند) صحبت می‏كند، بارها خوانده و بحث كرده است؛ و همین طور دیگر باب های مربوط به آخرالزمان را در بابهای شانزدهم و نوزدهم مكاشفه یوحنا.  

ریگان گفت: "ای نبی خشمگین عهد قدیم، حزقیال است كه بهتر از هر كسی، قتل عمدی را كه عصر ما را به ویرانی خواهد كشید، پیشگویی كرده." در این لحظه، ریگان با "خشم تندی" درباره كمونیست شدن لیبی صحبت كرد و مصرانه اظهار عقیده كرد كه "این، علامت آنست كه زمان فرا رسیدن هارمجدون، دور نیست."  

میلز سپس به یاد ریگان آورد، كه اتیوپی هم در میان نیروهای شیطانی خواهد بود؛ و اضافه كرد: "اما برای من قابل درك نیست كه چطور هایله سلاسی، این شیر یهودا، رام دست یك عده كمونیست بشود و با امت برگزیده خدا به جنگ برخیزد."  

ریگان گفت: "نه، قبول دارم كه هنوز، همه چیز در جای خودش قرار نگرفته است، اما تنها آن یكی مانده كه باید انجام بشود. سرخ ها، باید اتیوپی را بگیرند."  

میلز گفت كه احتمال نمی‏دهد چنین حادثه‏ای پیش بیاید.  

ریگان اصرار داشت: "اما من احتمال می‏دهم، این امر ناگزیر است. لازم است كه پیشگویی این نبی، درباره اتیوپی تحقق پیدا كند و ملت اتیوپی هم یكی از امت های بی خدا بشود، كه دست خود را بر ضد اسراییل بلند می‏كنند". (سه سال پیش از این گفتگو در میان این دو نفر، میلز در مقاله خودش نوشت كه كمونیستها هایله سلاسی را از سلطنت خلع كردند، و شاید ریگان از تحقق پیدا كردن آشكار پیشگویی انبیا درباره ظهور مسیح، خوشحال بشود.)  

میلز درباره آن ضیافت شام سال 1971 نوشت، كه ریگان درباره وقوع یك هارمجدون هسته ای آینده "مانند واعظی كه برای یك دانشجوی شكاك، صحبت می‏كند" حرف زد. ریگان به میلز گفته بود: "همه پیشگویی های دیگر كه باید پیش از هارمجدون تحقق پیدا كنند، عملی شده‏اند. در باب 38 كتاب حزقیال آمده است كه خداوند فرزندان اسراییل را از بلاد كفر، كه در آنها متفرق بودند، گرد آوری می‏كند و آنان را دوباره به ارض موعود می‏آورد. این رویداد، پس از تقریبا 2000 سال، دارد تحقق پیدا می‏كند. نخستین بار است كه همه چیز برای تحقق هارمجدون و دومین ظهور مسیح، در جای خودش قرار گرفته است."  

وقتی میلز به ریگان یادآوری كرد كه "تنها چیزی كه در كتاب مقدس، درباره بازگشت مسیح، از همه چیز صریح‏تر و واضح‏تر تصریح می‏شود، این است كه هیچ كس نمی‏داند كه این رویداد، چه وقت روی خواهد داد"، ریگان بیشتر با بالا بردن لحن صدایش تا حجم آن، پاسخ داد:  

"همه چیز دارد در جای خودش قرار می‏گیرد. حالا دیگر زیاد طول نمی‏كشد. حزقیال می‏گوید باران سیل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، بر فوج های دشمنان امت خداوند خواهد بارید. معنی این، حتما باید این باشد كه با سلاح های هسته ای نابود می‏شوند. حالا این سلاح ها وجود دارند، اما در گذشته هرگز وجود نداشتند."  

ریگان ادامه داد: "حزقیال می‏گوید یاجوج، یعنی امتی كه نیروهای تاریكی را علیه اسراییل رهبری خواهد كرد، از شمال خواهد آمد. نسل های بسیار علمای كتاب مقدس مرتب گفته‏اند كه یاجوج باید روس ها باشند. كدام امت قدرتمند دیگری در شمال اسراییل وجود دارد؟ هیچ. اما این پیشگویی، پیش از انقلاب روسیه، وقتی كه روسیه یك كشور مسیحی بود، هیچ معنی پیدا نمی‏كرد. اما حالا معنی پیدا كرده است. حالا كه روسیه كمونیست و بی خدا شده، حالا كه روسیه، بر ضد خدا بلند شده، معنی پیدا كرده است. حالا دیگر كاملا با توصیف قوم یاجوج جور درمی آید."  

میلز نتوانست از این سخن ریگان، فكر او را به درستی بخواند. از این رو بی فاصله پس از شام، یادداشت های مفصلی از آنچه كه فرماندار ریگان گفته بود، برداشت. و آن یادداشت ها كه در سال 1971 برداشته شده بود، پایه مقاله سال 1985 او را تشكیل داد.  

ریگان، در سال 1976، در طی یك مصاحبه ضبط شده با جرج اوتیس خبرنگار كالیفرنیایی كه پیش‏تر از او یاد شد و ارتقای او را به ریاست جمهوری پیشگویی كرده بود، درباره نبرد هارمجدون، به بحث پرداخت. اوتیس در كتاب خودش به نام شبح هاجر(6) می‏نویسد او (ریگان) در انتظار جنگ یاجوج و ماجوج است (كه آن را به تهاجم شوروی به اسراییل "در آینده نزدیك" تعبیر می‏كند.) او در مصاحبه از ریگان می‏پرسد، آیا ریگان تصور می‏كند كه او هم "ربوده" خواهد شد و در آن دوران "آزمایش سخت" و وحشتناك نبرد نهایی نجات خواهد یافت؟؛ نجاتی كه به موجب خداشناسی هواخواهان مشیت الهی، تنها درباره كسانی كه تجدید حیات یافته باشند، عملی خواهد شد.  

اوتیس پرسید: آیا ریگان تجدید حیات پیدا كرده است؟  

ریگان گفت: "بله، من هیچ وقتی را در زندگی ام نمی‏توان به یاد بیارم كه به یاد خدا نبوده باشم و با امید كامل، خدا را شكر می‏كنم؛ همانطور كه اغلب می‏كنم. با این حال، بله، باید با تجربه خودم به این اعتقاد رسیده باشم كه یك بار، چیزی پیش آمد كه رابطه تازه‏ای - اما نه بر اثر احتیاج - میان من و خداوند برقرار شد." و ریگان نتیجه گرفت "باید بگویم، به معنایی كه من می‏فهمم، باید بگویم، بله، من تجربه‏ای داشته‏ام، كه باید آن را به عنوان پیدا كردن یك حیات دوباره توصیف كرد."  

فرماندار ریگان، درباره هارمجدون با كشیش انجیلی كالیفرنیایی، هارلد بردسن هم صحبت كرده است. در فرصتی بردسن همراه با پت بودن و جرج اوتیس، در خانه ریگان، با او دیدار كرده بودند، كه در طی آن فرماندار ریگان، با تیك زدن در كنار تك تك سطور پیشگویی های كتاب مقدس "موجب خوشنودی و حتی تا حدودی شگفتی" بردسن و دیگر دیداركنندگان شده بود.  

بردسن این گفته ریگان را نقل می‏كند كه "ابتدا، یهودیانی كه به خدا ایمان نداشته باشند، به همه كنار و گوشه‏های جهان پراكنده می‏شوند. اما وقتی این دو اتفاق افتاد، خدا آنها را به كلی فراموش نمی‏كند. پیش از بازگشت پسر خدا، او آنها را دوباره در اسراییل گرد هم می‏آورد. حتی جزئیات وسایل حمل و نقل آنها به اسراییل هم در پیشگویی انبیاء آمده است. او گفت كه بعضی از یهودیان با كشتی بر می گردند و دیگران به صورت كبوتر به لانه باز می‏گردند. به عبارت دیگر، آنها با كشتی یا هواپیما می‏گردند و در طی یك روز، امتی دوباره به دنیا خواهد آمد ...  

او (ریگان) این واقعیت را نقل كرد، كه امت های جز یهودی و جز مسیحی تا زمانی كه زمان آن امت ها به سر آید در اورشلیم راه خواهند رفت و این پیشگویی در سال 1967 كه اورشلیم دوباره به زیر پرچم اسراییل درآمد، تحقق پیدا كرد."  

بردسن ادامه می‏دهد "آنچه كه مرا، بخصوص زیر تاثیر قرار داد، این واقعیت بود كه دیدم ریگان از نظر روحی، به طور خارق العاده‏ای رشد پیدا كرده است. مثال خوب این رشد، آگاهی كامل او - از نظر مبحث آخرت و رستاخیز - نسبت به رویدادهای در حال وقوع، و توانایی اش در گفتن این بود كه این گردهمایی دوباره، در همان روز سال 1948 پیش آمد، كه اسراییل از نو به عنوان یك ملت تشكیل شد."  

و بردسن سخن خود را این گونه به پایان می‏برد: "این احساس در من ایجاد شد كه ریگان كاملا از هدف خداوند در خاورمیانه آگاه است؛ و به همین دلیل، دورانی را كه ما حالا در آن زندگی می‏كنیم، دارای اهمیت بخصوصی می‏داند، زیرا رویدادهایی كه در كتاب مقدس پیشگویی شده‏اند، همگی در این دوران دارند تحقق پیدا می‏كنند."  

ریگان در سال 1980، به عنوان یكی از نامزدهای ریاست جمهوری، باز هم درباره هارمجدون صحبت می‏كرد. او در مصاحبه با روحانی انجیلی جیم باكر از شبكه تلویزیونی پی. تی. ال. گفت: "ممكن است ما همان نسلی باشیم كه هارمجدون را می‏بیند".  

نویسنده انجیلی، داگ وید، كه در آن مصاحبه حضور داشته است، گزارش داد، بارها این این جمله را از ریگان شنیده است كه شاید آخرالزمان نزدیك باشد. در ضیافت شامی كه در خانه ریگان در پالیسید در كالیفرنیا در ساحل اقیانوس آرام، تشكیل شده بود، و خانواده وید هم در آن حضور داشتند، گفتگو به موضوع اتحاد شوروی و پیشگویی های كتاب مقدس چرخید. در میان این بحث، از قراری كه وید نقل می‏كند، ریگان به مهمانان خود اعلام كرد: "شاید ما نسلی باشیم كه هارمجدون را می‏بیند."  

و این نكته، یك موضوع اتفاقی نبود. وید می‏گوید: ریگان پیشگویی های كتاب مقدس و بحث های آن را درباره آخرت و پایان كار جهان، "از موضوع های پیش پا افتاده می‏داند" و اضافه می‏كند، در مصاحبه‏ای كه حضور داشته است، از او (یعنی ریگان) شنیده است كه همین نسل، شاید نسلی باشد كه هارمجدون را می‏بیند. كاملا امكان دارد كه این همان نسل باشد."  

در همان سال 1980، ریگان باز به عنوان نامزد ریاست جمهوری، تفسیر مكاشفه‏آمیز دیگری كرد. چنان كه ویلیام سافایر مقاله نویس در نیویورك تایمز گزارش می‏دهد، ریگان در ضمن سخنرانی برای گروهی از رهبران یهودی چنین گفت: "اسراییل تنها كشور دموكراسی پایدار است كه ما می‏توانیم به آن، به عنوان محلی كه در آن هارمجدون، ممكن است پیش بیاید، تكیه كنیم."  

رابرت شیر خبرنگار، در مصاحبه مارس 1981 خود با جری فال ول فاش كرد كه رییس جمهور ریگان گفته است، ویرانی دنیای ما حقیقتا ممكن است "به زودی زود" اتفاق بیفتد. فال ول به شیر این كلام ریگان را گفته بود كه "تاریخ دارد به نقطه اوج خود می‏رسد" و اضافه كرده بود گمان نمی‏كند كه ما حتی 50 سال هم با آن فاصله داشته باشیم. و در برابر این سوال شیر از فال ول، كه پرسیده بوده: آیا ریگان هم با این حرف او موافق بوده است یا نه؟ فال ول پاسخ داده بود: "بله، او هم با این حرف موافق است. من گاهی اوقات اعتقاد پیدا می‏كنم كه ما حالا به سرعت داریم به هارمجدون می‏رسیم."  

دو سال بعد، ریگان ترتیبی داد تا فال ول در جلسه شورای امنیت ملی شركت كند و با كاركنان عالی رتبه دولت آمریکا درباره نقشه‏های جنگ هسته ای با روسیه، به بحث بپردازد. همچنین از قراری كه هال لیندسی می‏گوید، ریگان تصویب كرد كه نویسنده هواخواه مشیت الهی كتاب "زمین، ستاره بزرگ مرحوم" درباره یك جنگ هسته ای با روسیه، برای استراتژی پردازان پنتاگون سخنرانی كند.  

در یكی از روزهای اكتبر 1983، ریگان فاش كرد كه هارمجدون همچنان ذهن او را اشغال كرده است. رییس جمهور ریگان در ضمن گفتگوی تلفنی خود با تام داین از كمیته روابط عمومی آمریکا و اسراییل، یعنی نیرومندترین گروه هواخواه اسراییل در كنگره آمریکا، این حرف را زده است. از قرار گزارش داین، رییس جمهور گفته است:  

"می‏دانید، من به انبیای كهن شما در عهد قدیم برمی گردم، به علامت هایی كه هارمجدون را پیشگویی كرده‏اند؛ و همیشه در این شگفتی هستم كه آیا ما همان نسلی نیستیم كه ناظر آن پیشامد خواهیم بود؟ من نمی‏دانم شما این آخرها به هیچكدام از آن پیشگویی ها توجه كرده‏اید یا نه؟ اما حرف مرا باور كنید؛ این پیشگویی ها به یقین زمانهایی را توصیف می‏كنند، كه ما در آن به سر می‏بریم."  

ریگان در سه نوبت در سالهای 1982، 1983 و 1984، برای بنگاه های سخن پراكنی مذهبی ملی (N.R.B)، كه اكثریت بسیار بالای آن را هواخواهان مشیت الهی تشكیل می‏دهند و معتقد به نزدیك شدن یك جنگ هسته‏ای هستند، سخنرانی كرد.  

ریگان در سال 1982، در حالی كه اعضای N.R.B برایش كف می‏زدند، چنین گفت: شاید این حادثه، دیرتر از آنچه كه ما فكر می‏كنیم، روی بدهد". به نظر آنان جنگ آخرالزمان هارمجدون، خود پیش درآمد و مژده دهنده دومین ظهور مسیح خواهد بود.  

ریگان در خطابه سال 1983 خود به N.R.B، اهمیت كتاب مقدس را در زندگی خود، چنین توصیف كرد: "در میان دو ورقه مقوایی كه این كتاب منحصر به فرد را در میان گرفته اند، پاسخ همه پرسش ها و همه مساله هایی كه امروز در برابر ما قرار گرفته‏اند، وجود دارد."  

او در سخنرانی سال 1984 خود برای 4000 نماینده N.R.B، موافقت خود را با كسانی كه می‏گویند "بهتر است انسان بمیرد، اما سرخ نباشد"(7) چنین ابراز داشت. او برای آشكار ساختن احساس خود در این باره، داستانی را نقل كرد: وقتی در پیش صحنه یك گردهمایی مذهبی در لوس آنجلس حضور داشتم، كه پت بون خواننده، سخنران برجسته آن بود. دو دختر بودن هم كه در آن موقع دختركان كوچكی بودند، حضور داشتند. بون گفت: "با این كه دو دختر را در روی زمین بیش از هر چیز دوست می‏دارد، ترجیح می‏دهد كه این دو همین حالا با اعتقاد به خداوند بمیرند، اما در یك رژیم كمونیستی بزرگ نشوند." ریگان در همین سخنرانی سال 1984 خود برای نمایندگان N.R.B بون را برای گفتن چنین جمله سنگینی بر ضد شیطان كمونیستی، مورد تحسین قرار داد، و گفت "تا وقتی بون، این حرف را نزده بود، من به او كم بها می‏دادم."  

بسیاری از هواخواهان پر و پا قرص مشیت الهی، روسیه را شیطانی، و امپراطوری شیطان می‏دانند. ریگان این كلام را در 8 مارس 1983 ایراد كرده است: "آنها (اتحاد شوروی) كانون شیطان در دنیای مدرن كنونی هستند". او باز ضمن سخنرانی برای انجمن مسیحیان پروتستان چنین گفت: "اعتقاد من بر این است كه كمونیسم، فصل غم‏انگیز و عجیب دیگری از تاریخ بشر است كه، حتی حالا، آخرین صفحه هایش دارد نوشته می‏شود."  

جیمس میلز، در مقاله پیش گفته‏اش در سان دیه گو مگزین، می‏نویسد: كاربرد اصطلاح "امپراطوری شیطان" در مورد شوروی توسط ریگان، تنها لفاظی و بازی با كلمات نبود، كه برای خوش آیند بنیادگرایان مذهبی و سیاسی ابراز شده باشد، بلكه بیشتر اظهار عقیده‏ای بود كه "از عقیده‏ای كه آن شب، در سال 1971 ابزار كرده بود، برمی خاست."  

میلز در مقاله خود نوشت كه ریگان در مقام ریاست جمهوری "همیشه تعهد خود را نسبت به انجام وظایفش در تحقق اراده خداوندی درست همانند هر متدین معتقد عالی مقام دیگری ابراز می‏دارد" و افزود: ریگان به ویژه انجام این تعهد را كه در صدد باشد تا قدرت نظامی ایالات متحده و متفقان آن را بالا ببرد، همواره احساس می‏كند. میلز چنین ادامه می‏دهد:  

"درست است كه حزقیال نبی پیروزی ارتش اسراییل و متفقان آن را در جنگ وحشتناكی بر ضد نیروهای تاریكی، پیشگویی كرده است؛ اما مسیحیان محافظه كاری مانند ریس جمهور ما نباید این تفنن گرایی روحی را بر خود هموار كنند؛ و این پیروزی را مسلم فرض كنند. قدرتمندتر كردن نیروهای بر حق، برای این كه در این مهمترین جنگ پیروز بشوند، در چشم این گونه آدمها، خود به تحقق رسانیدن پیشگویی‏های خدایی است؛ و آن را مبتنی بر اراده خداوندی در مورد آخرت و آمدن درباره مسیح برای سلطنت هزار ساله‏اش می‏دانند.  

"اگر ریگان هنوز هم به آنچه كه در سال 1971 به من گفت، اعتقاد داشته باشد - كه هنوز اعتقاد داشتن یا نداشتن او، خود موضوع بحث و گفتگوی بسیاری از مقاله نویسان مطبوعات در سالهای اخیر بوده است - من هیچ تردید ندارم كه او حالا مسئولیت های خودش را، به عنوان رهبر دنیای غرب تلقی می‏كند. و به نظر من چنین می‏رسد كه او در هنگام بیشتر تصمیم گیریهای سیاسی خودش، زیر نفوذ این احساس است."  

میلز باز ادامه می‏دهد: "طرز تلقی او، درباره هزینه‏های نظامی و ناشنوایی او در برابر هر گونه خلع سلاح هسته‏ای، به یقین، در زیر نفوذ این بینش مكاشفه‏ای قرار دارد." زیرا كه "هارمجدون، آن گونه كه در كتاب های حزقیال نبی و مكاشفه یوحنا پیشگویی شده است، ممكن نیست در یك دنیای خلع سلاح شده تحقق پیدا كنند. هر كس كه معتقد باشد این پیشگویی ها باید تحقق پیدا كنند، نمی‏تواند عملی شدن خلع سلاح را بپذیرد. چون این بر خلاف طرح خداوندی و كلام اوست."  

میلز در ادامه سخن خود می‏گوید: "سیاست های داخلی و پولی رییس جمهور هم با تعبیرهای مو به موی پیشگویی های كتاب مقدس همخوانی دارد." چون، "اگر دنیا به زودی به آخر برسد، دیگر دلیلی ندارد كه درباره بازپرداخت بدهی‏های ملی كاری بكنیم."  

"پشتیبانی او از محافظه كاران نوینی مانند جیمس وات، در زمینه حفاظت محیط زیست هم - اگر بدین گونه به موضوع نگریسته شود - معنی پیدا می‏كند؛ چون اصولا چرا باید در بند حفظ محیط زیست بود؟ چرا باید وقت و پول را بیهوده صرف حفاظت این چیزها برای نسل آینده بكنیم، در حالی كه همه چیز - از جمله این چیزها - سرانجام در یك آتش سوزی همه جاگیر، در آخرت خاكستر خواهد شد؟"  

"تحقق پذیرفتن بازگشت مسیح به زمین"، به عنوان یك هدف سیاسی، هرگز رقابت تامین هزینه‏های وسایل و لوازمی مانند تراكتورهای آبی - خاكی را، برنمی تابد. بنابراین، نتیجه می‏گیریم كه همه برنامه‏های داخلی، بویژه آنهایی كه مستلزم سرمایه گذاری هستند، باید كنار گذاشته شوند، تا همه پولها صرف تامین مالی افزایش و تكمیل سلاحهای هسته‏ای بشوند، تا اینكه با راندن هلاكت آتشین بر سر دشمنان شیطانی خداوند و امت او، ممكن گردد."  

یكی از برجسته‏ترین اندیشه‏هایی كه توسط جیمس میلز در مقاله‏اش ابراز شده این است كه "هارمجدون، در دنیایی كه خلع سلاح شده باشد، نمی‏تواند تحقق پذیرد." با این كه همه ملت ها دارند سلاح های بیشتر و بیشتری می‏سازند - اما هیچ كدام بیشتر و سریع‏تر از ایالات متحده سلاح نمی‏سازند - امروز، بنا بر كتاب "میدان های نبرد هسته‏ای" اثر ویلیام ام. آركین و ریچارد دبلیو. فیلد هاوس، ایالات متحد دارای 670 جنگ‏افزار هسته ای در 40 ایالت است، كه جمع كلاهك های آنها، به 14599 بالغ می‏گردد. آلمان غربی میزبان 3396 جنگ‏افزار هسته‏ای آمریکایی است؛ انگلیس 1268؛ ایتالیا 549؛ تركیه 489؛ یونان 164؛ كره جنوبی 151؛ هلند 81 و بلژیك 25.  

چنان كه وزیر سابق دفاع، كلارك كلیفرد، در 14 اوت 1985، در باشگاه ملی مطبوعات در واشنگتن دی.سی. اظهار كرد، "امروز قدرت ویرانگری نیروهای هسته ای جهان، یك میلیون بار نیرومندتر از قدرت بمبی است كه ما بر هیروشیما افكندیم؛ با این همه، ما چه می‏كنیم؟ باز هم داریم سلاح های بیشتری می‏سازیم."  

از وقتی جرج بوش رییس جمهور شده است، ما نشانه‏ای در دست نداریم كه او شخصا از خداشناسی هارمجدون پشتیانی كرده باشد. اما خبرنگارانی مانند الینور برچر از شهر لوییزویل، كنتاكی كوریر جرنل (25 سپتامبر 1985) و لیز سمیث خبرنگار نیویورك دیلی نیوز (3 اكتبر 1988) پرسشهایی را درباره اعتقادهای مذهبی دان و ماریلین كویل (معاون رییس جمهور و همسرش) مطرح ساخته‏اند. این خبرنگاران گزارش داده‏اند كه "هم والدین دان، و هم ماریلین كویل، در شمار پیروان متعصب سرهنگ رابرت بی ثایم (پسر) از شهر هوستون، یعنی هواخواهان دو آتشه مشیت الهی هستند، كه گفته می‏شود "صدها بار دست راستی‏تر از جری فال ول است."  

من خودم، مصاحبه تلویزیونی ماریلین كویل را در شبكه تلویزیونی ای.بی.سی. گوش كرده‏ام، كه از اعتقادهای مذهبی خودش و همسرش دفاع می‏كرد. اما از آنجا كه دال كویل، دسترسی نزدیكی به "دگمه" (آغازگر جنگ هسته ای) دارد، خداشناسی او در مورد هارمجدون، بیش از تنها اعتقاد شخصی او اهمیت پیدا می‏كند. مساله اینجاست كه اعتقاد او به این كه خداوند، خواستار نابودی كره ما، كره زمین است، دیگر به "مساله" همه ما آمریکاییان مبدل می‏شود.  


پی نوشت ها:

1- متن آیه 4 باب 12 كتاب دانیال نبی: "اما تو ای دانیال كلام را مخفی دار و كتاب را تا آخرالزمان مهر كن."  
2- متن آیه 20 باب 22 مكاشفه یوحنا:"او كه بر این امور شاهد است می‏گوید بلی می‏آیم. آمین، بیان ای خداوند عیسی*".  
3- متن آیه 12 باب 14 كتاب زكریای نبی:"و این بلاای خواهد بود كه خداوند بر همه قومهاای كه با اورشلیم جنگ كننده، وارد خواهد آورد* گوشت ایشان در حالتی كه بر پای خود ایستاده‏اند كاهید خواهید شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان در دهانشان كاهید خواهد گشت.  
4- گوینده در اینجا عامیانه سخن گفته است.  
5- تعمیدی یا Baptist نام یكی از فرقه‏ های مذهب پروتستان است. 
Ghost of Hagar -6  
7- این جمله كوتاه در زبان انگلیسی دارای سجع می‏باشد: Better dead than red 





نوع مطلب :
برچسب ها :
          
جمعه 30 دی 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

كد تقویم

FreeCod Fall Hafez

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان