تبلیغات
روز وصال - متن کامل کتاب «آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ» (قسمت اول)
روز وصال
*** خوش آمدید ***
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام
ضمن خوش آمد گویی به تمام دوستان عزیز امیدوارم لحظات خوبی را بگذرونید.

"برای سلامتی امام زمان صلوات"

vesal_day@yahoo.com

مدیر وبلاگ : ashegh
نویسندگان
نظرسنجی
چرا در جامعه دید مردم نسبت به امام زمان منفی شده است؟







 اتحاد پنهانی میان اسراییل و مسیحیان دست راستی آمریکا

نبرد هارمجدّون:

از سال 1980، این عادت در من پیدا شده است كه هر یكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجیل كهن» فال ول را در تلویزیون بگیرم.  

براى آنكه مطالب بیشترى درباره خداشناسى هار مجدون فال ول بدانم؛ و دریابم كه پیروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مى‏كنند، در سال 1983، در گشت مسافرتى به سرپرستى او به سرزمین قدس، نام نویسى كردم.  

من یكى از 630 نفر مسیحى‏اى بودم، كه از نیویورك به تل آویو پرواز كردیم. در آنجا ما را به گروههاى حدود 50 نفرى تقسیم كردند. به هر یك از گروهها یك اتوبوس و یك راهنماى اسراییلى اختصاص داده شده بود. ما پس از یك استراحت شبانه با اتوبوس هایمان به راه افتادیم.


نبرد هارمجدّون:

از سال 1980، این عادت در من پیدا شده است كه هر یكشنبه، برنامه «ساعت بشارت انجیل كهن» فال ول را در تلویزیون بگیرم.  

براى آنكه مطالب بیشترى درباره خداشناسى هار مجدون فال ول بدانم؛ و دریابم كه پیروانش تا چه اندازه مانند خودش فكر مى‏كنند، در سال 1983، در گشت مسافرتى به سرپرستى او به سرزمین قدس، نام نویسى كردم.  

من یكى از 630 نفر مسیحى‏اى بودم، كه از نیویورك به تل آویو پرواز كردیم. در آنجا ما را به گروههاى حدود 50 نفرى تقسیم كردند. به هر یك از گروهها یك اتوبوس و یك راهنماى اسراییلى اختصاص داده شده بود. ما پس از یك استراحت شبانه با اتوبوس هایمان به راه افتادیم.  

حالا در این سفر كوتاه، شما هم با من همراه شوید:  

براى این كه به دره مجدو برویم، از تل آویو حدود 55 مایل به طرف شمال سفر ‏مىكنیم. به محلى مى‏رسیم كه در 20 مایلى جنوب - جنوب شرقى حیفا، قرار دارد و فاصله آن از دریاى مدیترانه، حدود 15 مایل است پس از پیاده شدن از اتوبوس، با كلاید، یك مدیر اجرایى بازرگانى بازنشسته از مینیاپولیس، كه سالهاى آخر دهه 60 سالگى خود را مى‏گذراند، همگام مى‏شوم. كلاید، فارغ التحصیل كالج است و در جنگ دوم جهانى، در ارتش آمریكا با درجه سروانى، در آفریقاى شمالى و اروپا، خدمت كرده و به خاطر فرماندهى هوشمندانه سربازانش و شجاعت شخصى اش در زیر آتش دشمن به گرفتن نشان افتخار، مفتخر شده است. قدى دارد در حدود شش پا و هیكلى مناسب، كه آن را نتیجه خدمتش در ارتش مى‏داند.  

همسر كلاید دو سال پیش درگذشته است و به همین جهت در این سفر تنهاست. سر و وضعش تمیز و مرتب است. با شلوارى پشمى، پیراهنى سفید، كراوات مناسب و كت كشمیر؛ سرى دارد پرمو كه تنها بخشى از آن خاكسترى شده است.  

فاصله كوتاهى تا یك تل یا پشته كوچك، پیاده طى مى‏كنیم. این تپه‏اى است مصنوعى، كه از لایه‏هاى مختلف یا برجا مانده از گیاهان و جانوران و یا جامعه‏هاى باستانى كهن پوشیده شده است.  

كلاید توضیح مى‏دهد: «زمانى در اینجا یك شهر قدیمى كنعانى قرار داشته است» و اضافه مى‏كند كه ما در لبه جنوبى فضاى بزرگ گسترده و هموار دشت اسدرالون (2) قرار داریم، كه در كتاب مقدس «دره جزرال» هم گفته شده است.  

در زمانهاى قدیم مجدو شهر بسیار مهمى بود. این شهر در محل تقاطع دو جاده مهم استراتژیك نظامى و كاروان رو قرار داشت.  

كلاید، این كهنه سرباز از تاریخ دان مى‏گوید: «جاده ماریس، یعنى جاده باستانى ساحلى، كه مصر را از راه مجدو، به دمشق و مشرق مربوط مى‏ساخت، از این دره مى‏گذشت.»  

مى‏گویم: «پس با این توصیف، این محل همیشه میدان جنگ بوده است؟»  

كلاید پاسخ مى‏دهد: «بله، برخى از تاریخ نویسان اعتقاد دارند، كه در اینجا بیش از هر جاى دیگر در جهان، جنگ روى داده است. فاتحان كهن همیشه مى‏گفتند، هر فرماندهى كه مجدو را داشته باشد، در برابر همه مهاجمان پایدارى مى‏كند.»  

«شما در صحیفه یوشع بن نون (باب 12، آیه 21)(3) مى‏خوانید كه چگونه یوشع و اسراییلیان، در اینجا كنعانیان را شكست دادند. و در «كتاب داوران» باب چهارم و پنجم مى‏خوانید كه دو قرن پس از آن نیروهاى اسراییلى در زیر فرماندهى دبوره و باراق، در نبردى بر سیسرا سردار كنعانیان چیره شدند.(4)»  

«و بعد چنانكه مى‏دانیم، شاه سلیمان این شهر را مستحكم ساخت و به مركزى براى اسبها و ارابه هایش بدل كرد.  

حتى در طى سالهاى عمر من هم در اینجا نبردهاى مهمى داشته‏ایم. نزدیك به پایان نخستین جنگ جهانى، در سال 1918، ژنرال انگلیسى آلن بى، درست در همین جا در مجدّو، به پیروزى قاطعى بر تركها دست یافت.»  

همه عضوهاى گروه ما، به پیاده روى خود تا یك نقطه مناسب ادامه مى‏دهیم و سپس در نقطه‏اى كه بر همه دره جزدال كه به سوى شمال غربى تا دوردست اشراف دارد، غرق تماشا مى‏شویم.  

كلاید با صداى هیجان زده‏اى مى‏گوید: «و سرانجام، حالا دارم میدان آخرین نبرد بزرگ را تماشا مى‏كنم!»  

مى‏پرسم: اما آخر شما از كجا مى‏دانید كه نبرد نهایى در اینجا روى خواهد داد؟  

- «شما همین اسم - یعنى مجدّو - را بگیرید، كلمه عبرى هار، یعنى كوه را به آن اضافه كنید. این دو كلمه به شما هارمجدّو را مى‏دهد، كه ما هارمجدّون ترجمه مى‏كنیم.»  

در حالى كه او صحبت مى‏كند، من مى‏كوشم استدلال او را، با جستجوى هار یا كوه دنبال كنم؛ اما كوهى پیدا نمى‏كنم. با وجود این، چون دره روبروى خودمان را مى‏توانیم ببینم، پس نقطه مناسبى كه روى آن ایستاده‏ایم، بآسانى مى‏تواند هار (كوه) تلقى بشود. اما با همه اینها، آیا هارمجدّو - كه كلمه كلمه به معنى كوه مجدو است - به یك محل دلالت مى‏كند یا یك رویداد؟  

كلاید، كمى با بى حوصلگى پاسخ مى‏دهد: «نه، نه، این میدان نبردى است كه همه ملتها در آن درگیر مى‏شوند. این آخرین نبرد میان نیروهاى نیكى و نیكوكارى به رهبرى مسیح و نیروهاى شیطانى به رهبرى دجال خواهد بود.»  

من، مانند میلیونها مردم دیگر، سخن كلاید را باور مى‏كنم. من همیشه چیزهایى درباره هارمجدّون شنیده بودم، اما با همه شنیدن هاى این واژه اشتقاق آن را نمى‏دانستم. پرسیدم كه آیا درباره این واژه هارمجدّون مطالب زیادى خوانده‏اید؟  

- «مى‏دانید، واژه هارمجدّون تنها یك بار در انجیل آمده است؛ یعنى درست همان كه در كتاب مكاشفه یوحنا باب شانزدهم، آیه 16 آمده است؛ و سپس این آیه مختصر را نقل مى‏كند:  

«و ایشان را به موضعى كه آن را در عبرانى هارمجدّون مى‏خوانند، فراهم آوردند.»  

از آن جا كه این واژه در زندگى ما نقش چنین با اهمیتى دارد، امیدوارم بتوانم اشتقاق آن را پیدا كنم، من آنچه را كه كلاید گفت تكرار مى‏كنم: در كتاب عهد عتیق، هیچ ذكرى از این واژه نشده است. در كتاب عهد جدید هم تنها یك مورد، یعنى در باب مكاشفه كه گاهى مكاشفات، یا مكاشفه یوحناى قدیس هم گفته مى‏شود، آمده است. اما من هنوز سردرگم هستم، در حالى كه در مكاشفه، از «محلى» به نام هارمجدّون صحبت مى‏كند، كلاید اصرار دارد كه هارمجدّون معنى یك نبرد را مى‏رساند.  

كلاید مى‏گوید: «یوحناى پیش گو كتاب مكاشفه را نوشته است؛ و چنانكه مى‏دانیم ما از همین اثر یوحنا است كه بیشترین اطلاعات خودمان را از آخرین روزهایى كه داریم مى‏گذرانیم، به دست مى‏آوریم. او تصویر كاملى از آخرین نبردى كه باید درست در همین محل صورت بگیرد، به دست داده است. به یاد دارید كه او در پیشگویى خود از این نبرد بزرگ، مى‏نویسد(5):  

«و بلدان امتها خراب شد... و هر جزیره گریخت و كوهها نایاب گشت.» و بعد مى‏افزاید:  

«خداوند همه چیز را درباره آینده مى‏داند. هیچ چیز را از او گریزى نیست. خداوند از همان آغاز مى‏داند، چه كسى به هاویه خواهد رفت و چه كسى دقیقا نخواهد رفت. هنگامى كه خداوند قانون را نازل كرد، دقیقا مى‏دانست كدام انسان قادر به رعایت آن نخواهد بود.»  

من به خودم جرات داده مى‏پرسم: «خداوند از پیش مى‏داند؟ و از پیش مقرر كرده است؟»  

- «شما باید به خاطر داشته باشید كه این از پیش دانستن، تعیین كننده همه چیز نیست. اما آنچه كه خداوند مى‏داند، فراتر از هر حدس و گمانى است. آنچه خداوند مى‏داند، با یقین كامل صددرصد مى‏داند؛ و او همه چیز را مى‏داند.  

«در كتاب مكاشفه، خداوند با بكار گرفتن یوحنا، توصیف كاملى از آنچه كه این جنگ آخرالزمان خواهد بود، به ما مى‏دهد»  

و ادامه مى‏دهد:«یك ارتش 200 میلیونى شرقى در طى یك سال به سمت غرب به حركت درمى آید. این ارتش به حركت درمى آید و در تغییر مكان خود پرجمعیت‏ترین ناحیه‏هاى جهان را پیش از رسیدن به رودخانه فرات، ویران خواهد ساخت.»  

«باب 16 مكاشفه به ما مى‏گوید كه رودخانه فرات خشك خواهد شد، و این به پادشاهان مشرق زمین، مشرقیان، اجازه خواهد داد كه سرزمین اسراییل را درنوردند.»(6)  

- تكرار كردم: پادشاه مشرق زمین؟ و ذهن من به سوى سرزمینهاى جهان كه در مشرق رود فرات قرار دارند، به پرواز درمى آید. هیچ پادشاهى كه امروز در آن ناحیه حكمروایى داشته باشد به ذهنم خطور نمى‏كند. در زمان ما، شاه ایران آخرین پادشاه مشرق رود فرات بود. امروز دیگر هیچ شاهى در آنجا نیست، اما در زمان یوحنا چنین شاهانى وجود داشتند - پس گفتم آیا این نمایانگر آن نیست كه یوحنا این سخنان را درباره زمان خودش گفته است، و نه زمان ما؟  

كلاید گفت:«نه، نه، شما مى‏توانید پادشاهان را به معنى رهبران یا سران دولتها بگیرید.»  

كلاید كه در همه جا طرفدار جدى تعبیر كلمه به كلمه كتاب مقدس است، در این مورد، خود كلمه كتاب مقدس را قبول ندارد.  

حرف او را قطع نمى‏كنم و او به نقل خود ادامه مى‏دهد: «این پادشاهان - یا رهبران - تمامى ربع مسكون، بزرگترین ارتش تاریخ جهان را درست به اینجا، به مجدّو مى‏آورند.» با چشمان فراخ شده سخن مى‏گوید و چهره‏اش وقتى از فرشته‏اى حرف مى‏زند كه پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و آبش خشكید تا راه ارتش بزرگ پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مى‏آیند از بستر آن باز بشود، برق و درخشندگى ناشى از پیش بینى به خود مى‏گیرد.  

اما وقتى سازمان دادن یك ارتش خوب، ارتشى بسیار كوچكتر از همه ارتش هاى مشرق زمین، تا این اندازه دشوار باشد، چگونه یك رهبر، یا گروهى از رهبران مى‏توانند موفق به بسیج كردن یك ارتش 200 میلیون نفرى بشوند؟  

كلاید مى‏گوید: «خوب، روشن است، این رهبران هدف هاى ژئوپلیتیك دارند، و ارواح شیطانى آنان را به پیش مى‏رانند».  

پرسیدم: ارواح شیطانى؟  

- «در این مورد، اینها همان ارواح شیطانى فرشتگان به خاك افتاده‏اى هستند، كه از شیطان در عصیانش در برابر خداوند، پشتیبانى كردند. پس از اینكه این ارواح شیطانى بر ذهن رهبران جهان مسلط شدند، این رهبران و ارتش هاى جهان، نادانسته به پیادگان آنها تبدیل مى‏شوند.»  

به نظرم همه چیز دارد بخوبى جفت و جور مى‏شود. براى اینكه مطمئن شوم كه همه چیز را به درستى فهمیده‏ام، گفتم: آیا این دجال است كه این ارواح شیطانى را در ذهن رهبران جهان جاى مى‏دهد؟ و كلاید تصدیق كرد.  

كلاید علاوه بر ارواح شیطانى، از «وحش» مكاشفه یوحنا هم صحبت كرد و توضیح داد كه: «وحش، یعنى اینكه اتحاد نیرومندى از ملت هاى اروپایى و گروهى از ملت ها كه در آخرین روزها به پا خواهند خاست، به وجود خواهد آمد. حالا ما مى‏دانیم كه داریم در عهد آخرالزمان زندگى مى‏كنیم. زیرا پیدایش اتحاد نیرومند ملت هاى اروپایى را دیده‏ایم - و این همان چیزى است كه ما جامعه اقتصادى اروپا یا بازار مشترك مى‏نامیم. با مطالعه این پیش‏گویى، ما مى‏توانیم به چشم ببینیم كه خداوند همه این رویدادها را از پیش خبر داده است.(7)  

«همه آنچه كه روی دادنش را در جهان امروز مى‏خوانیم، به روشنى نشانگر این است كه این پیشگویى به زودى روى خواهد داد.  

و در این نبرد آخرالزمان - كه با مطالعه زكریاى نبى و همین مكاشفه از آن آگاه مى‏شویم - نیروهاى ملت هاى سرتاسر زمین در زیر فرمان دجال، بر ضد خداوند ما عیسى مسیح و قدیسان پرافتخارش خواهند جنگید و چنان كه مى‏دانیم، مسیح، در این خونین‏ترین نبرد تاریخ، آن میلیون ها را از میان خواهند برد و دجال را به قتل خواهد رسانید.»  

كلاید براى اینكه نكته‏اش را اثبات كند، آیه هشتم از باب دوم تسالونیكیان (كتاب عهد جدید) را از بر خواند:  

«آن گاه آن بى دین - كه كلاید اضافه مى‏كند، منظور از بى دین همان دجال است - ظاهر خواهد شد، كه عیسى خداوند، او را به نفس دهان خود هلاك خواهد كرد و به تجلى ظهور خویش او را نابود خواهد ساخت.»  

من براى كلاید تفسیر كردم كه، احتمال ندارد مسیحیان، جز در مورد بهشت و جهنم، این اندازه اندیشه و كلام را به هارمجدّون اختصاص داده باشند.  

هنگامى كه كلاید و من، گرم گفتگو هستیم، دیگر كسان گروه ما، با نشستن بر روى سنگها یا علفها، غرق اندیشه درباره این دره داراى مزرعه‏هاى گندم و جو و باغهاى میوه شده‏اند. در حالى كه این دره تا این اندازه ساكت و آرام تا این اندازه صلح‏آمیز به نظر مى‏رسد، رفتار و گفتار كلاید نشانگر آن است كه زیر و رو شدن همه جهان در یك انفجار بزرگ، ناگزیر به نظر مى‏رسد. او از جزئیات توصیف خودش درباره این آتش سوزى بزرگ، سخت مطمئن به نظر مى‏رسد.  

با این همه، این جنگ قرار است كه در همین میدان برابر ما روى دهد - دره‏اى كه چنان كوچك است، كه در یك مزرعه نیراسكا جاى مى‏گیرد؛ و اگر در یك ایلخى پرورش گاو تگزاس قرار داشته باشد، در آن گم مى‏شود. در حالى كه به سوى این دره كوچك آرام پوشیده از مزرعه‏هاى با سنگچین از هم جدا شده اشاره مى‏كردم، به كلاید گفتم كه اینجا، براى یك چنین جنگ عظیمى، بیش از اندازه كوچك به نظر مى‏رسد.  

خیلى جدى گفت: «نه، تانكهاى خیلى زیادى را مى‏توان در اینجا جاى داد.»  

تكرار كردم، تانكها، و همه ارتشهاى روى زمین؟  

- «بله، همه این ها را. اما باید به خاطر داشته باشید كه این بزرگترین نبردى خواهد بود كه تاكنون روى داده است. چندین میلیون نفر، همین جا خواهند مرد.»  

پرسیدم: «و یك جنگ هسته‏اى همین جا، در مجدّو شروع خواهد شد و همه دنیا را ویران خواهد كرد؟»  

پاسخ داد: «بله، شما این را در باب سى و هشتم و سى و نهم صحیفه حزقیال نبى مى‏خوانید. در این دو باب یك جنگ هسته‏اى توصیف شده است. سپس مى‏گوید: «باران هاى سیل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، تكان هاى سختى در زمین پدید خواهند آورد، كوه ها سرنگون خواهد شد و صخره‏ها خواهد افتاد و جمیع حصارهاى زمین منهدم خواهد گردید، رویارو «در برابر هر گونه وحشت».(8) امكان ندارد كه حزقیال نبى، به چیز دیگرى جز مبادله سلاح هاى تاكتیكى هسته‏اى، اشاره كرده باشد.»  

اطمینان و یقین كلاید، احساس واقع بینى مرا متزلزل مى‏سازد. با این حال مى‏دانم، او چیزى را مى‏گوید، كه میلیون ها آمریكایى، دقیقا به آن باور دارند.  

- پرسیدم: «آیا تصور كلاید از مسیح، شبیه یك ژنرال پنج ستاره‏اى است كه ارتش ها را رهبرى مى‏كند؟ و آیا كلام كتاب مقدس را چنان تعبیر مى‏كند كه مسیح به عنوان سر فرمانده آن، نیروهایى را كه بر ضد او متحد شده‏اند، با به كار بردن سلاح هاى هسته اى، نابود خواهد كرد؟»  

- پاسخ داد: «بله، در واقع مى‏توانیم انتظار داشته باشیم كه مسیح، ضربه نخست را وارد كند. او، سلاح نوینى را براى نخستین بار، به كار خواهد برد. و این سلاح، همان اثرهایى را خواهد داشت، كه بر اثر یك بمب نوترونى ایجاد مى‏شود. شما مى‏توانید این مطلب را در آیه دوازدهم باب چهاردهم كتاب زكریاى نبى بخوانید، كه مى‏گوید:  

- «گوشت ایشان در حالتى كه بر پایهاى خود ایستاده‏اند، كاهیده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید، و زبان ایشان در دهانشان كاهیده خواهد گشت.»  

مى‏پرسم، منظور حرف كلاید این ست كه آیا خود مسیح ضربه نخست را خواهد زد؟ كلاید پیش از دادن پاسخ همه قد شش پایى خودش را روى پاهایش راست مى‏كند و با صداى قوى و سخت صمیمى خود مى‏گوید:  

«بله، عیسى مسیح به این زمین باز مى‏گردد، تا حكومت الهى را در آن برقرار سازد ؛ و این كار را از ستاد خود در اورشلیم، خواهدكرد.»  

- و بر سر یهودیانى كه در اسراییل زندگى مى‏كنند، چه خواهد آمد؟  

كلاید گفت: «دو سوم یهودیانى كه در اینجا زندگى مى‏كنند، كشته خواهند شد. این مطلب را مى‏توانید در آیه‏هاى هشتم و نهم باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى بخوانید.(9)امروز در حدود 13 میلیون و نیم یهودى در جهان هستند. به این ترتیب، خداوند به ما مى‏گوید كه 9 میلیون یهودى در این نبرد، كشته خواهند شد - یعنى بیش از همه یهودیانى كه توسط نازی ها كشته شدند. آن قدر خون جارى خواهد شد كه خداوند آن را به چرخشت شراب‏گیرى، كه خون آنان را مى‏گیرد، تشبیه مى‏كند. تا مسافت 200 مایل، خون تا به دهانه اسبان، بالا خواهد آمد.»  

پرسیدم، چرا كلاید تصور مى‏كند كه خداوند خواستار آن باشد، كه یك رشته از عقوبت ها را نازل گرداند تا بیشتر مردمان جهان را بكشد و بخش اعظم تمدن ما را نابود كند؟

كلاید گفت: «خداوند، این كار را بیشتر به خاطر امت قدیمى‏اش، یهودیان مى‏كند، خداوند دوران هفت ساله آزمایش سخت را مقرر كرده است، تا یهودیان تصفیه شوند، تإ وادارشان سازد، روشنایى را ببینند و مسیح را به عنوان نجات دهنده خود بشناسند.»  

اعتراف مى‏كنم كه تعبیرهاى او، مرا سخت گرفتار شبهه كرده است. چرا خداوند باید یهودیان را، یعنى برگزیده‏ترین در میان همه امتها را برگزیده باشد، تنها براى اینكه - بنا بر واژه همراه با حسن تعبیر كلاید- «آنان را تصفیه» كند؟  

- «آیا نمى‏بینید كه خداوند میخواهد آنان در برابر تنها پسرش، خداوندگار ما عیسى مسیح به سجده درآیند؟»  

سپس كلاید توضیح مى‏دهد كه خداوند پس از نابود كردن دو سوم این امت، سرزمین اسراییل را نجات خواهد داد. یعنى اینكه خود شخصا وارد نبرد هارمجدّون خواهد شد. و خداوند همه آن چیزهایى را كه براى نابودى كسانى كه مصمم به آزادی اسراییل هستند، نیازمند است؛ در اختیار دارد.»  

در ذهن من این نكته شروع به جا افتادن مى‏كند كه كلاید اسراییل را دوست دارد، اما علاقه‏اى به یهودیان ندارد. به نظر مى‏رسد كه هیچ احساس تاسفى براى آن یهودیان یا دیگرانى كه مى‏گوید كشته مى‏شوند، در او نیست.  

«هفت ماه طول خواهد كشید تا یهودیان زنده اسراییل بتوانند همه سربازان كشته شده را دفن كنند» و به عنوان دلیل، آیه دوازدهم باب سى و نهم كتاب حزقیال نبى را نقل مى‏كند: «و خاندان اسراییل مدت هفت ماه ایشان را دفن خواهند كرد تا زمین از وجودشان پاك گردد.»(10)  

با پذیرش احتمال خطر تكرار سخنم، دوباره پرسیدم، چرا خداوند رحمان باید بخواهد كه ما سلاح هاى هسته‏اى به كار ببریم؟  

پاسخ داد: «به خاطر داشته باشید، انسان دانش خود را و چگونگى ایجاد كردن این قدرت ویرانگر را، از خداوند كسب كرده است. انرژى هسته‏اى، براى خداوند چیز تازه‏اى نیست؛ و تهدید یك همه سوزى هسته‏اى، قادر متعال را غافل گیر نخواهد كرد. خداوند در همه اوقات مى‏داند چند ماهى در دریاها و چند ستاره در آسمانها و چند دانه شن در ساحلهاى دریاها وجود دارد. او خداوند عالم و قادر متعال است. آنچه كه او بخواهد، خواهد شد. هیچ انسان، یا امتى نمى‏تواند از تحقق اراده خداوندى جلوگیرى كند.»  

و كلاید با لبخندى مرموز با این سخنان، حرف خود را به پایان برد: «هنگامى كه مسیح دوباره به زمین بازگردد، از آسمانها به ارض اورشلیم نزول خواهد كرد. ملاحظه كنید، همه تاریخ مربوط و متمركز است بر امت اسرائیل كه تخم چشم و برگزیده خداوند دوباره زمان تاریخ بشر را به دست خود مى‏گیرد.»


پی نوشت ها:

Armageddon .1  
Esdraelon .2
3. متن آیه:«وى یك ملك تعناك و یكى ملك مجدو».  
4. متن سفر داوران باب پنجم، آیه 19: «پادشاهان آمده جنگ كردند. آنگاه پادشاهان كنعان مقابله نمودند «تعنك نزد آبهاى مجدو»  
5. متن دو آیه مكاشفه یوحناى سول، باب شانزدهم، آیه‏هاى 19 و 20: «و شهر بزرگ، به سه قسم منقسم گشت و بلدان امتها خراب شد و بابل بزرگ در حضور خدا به یاد آمد تا پیاله خمر غضب آلود خشم خود را بدو دهد. و هر جزیره گریخت و كوهها نایاب گشت.»  
6. «و ششمین پیاله خود را بر نهر عظیم فرات ریخت و آبش خشكید تا راه پادشاهانى كه از مشرق آفتاب مى‏آیند مهیا شود.»
7. متن باب سى و هشتم، آیه 4 تا 7 كتاب صحیفه حزقبال نبى: «... و تو را با تمامى لشكرت بیرون مى‏آورم، اسبان و سواران، كه جمیع ایشان با جمعیت تمام آراسته و جمعیت عظیمى با سپرها و مجنها و همگى ایشان شمشیر به دست گرفته. فارس و كوش و فوط با ایشان و جمع ایشان با سپر و خود. جومر و تمامى افواجش و خاندان توجرمه از اطراف شمال با تمامى افواجش و قومهاى بسیار همراه تو.»  
8. متن آیه‏هاى 18، 19 و 20 باب سى و هشتم كتاب حزقیال نبى:«خداوند یهوه مى‏گوید در آن روز یعنى در روزى كه جوج به زمین اسرائیل برمى آید همانا حدت خشم من به بینیم خواهد برآمدریا، زیرا غیرت و آتش خشم خود گفته‏ام كه هر آینه در آن روز تزلزل عظیمى در زمین اسرائیل خواهد شد و ماهیان دریا و مرغان هوا و حیوانات صحرا و همه حشراتى كه بر زمین مى‏خزند و همه مردمانى كه بر روى جهانند، به حضور من خواهند لرزید و كرم ها سرنگون خواهد شد و صخره‏ها خواهد افتاد و جمیع حصارهاى زمین منهدم خواهد گردید»  
9. متن آیه‏هاى هشتم و نهم باب سیزدهم كتاب زكریاى نبى: «و خداوند مى‏گوید در تمامى زمین دو حصه منقطع شده خواهند مرد و حصه سوم در آن باقى خواهد ماند و حصه سوم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشان را مانند قال گذاشتن نقره، قال خواهم گذاشت و مثل مصفى ساختن طلا ایشان را مصفى خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده خواهم گفت كه ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت یهوه خداى ما مى‏باشد»  
10. متن آیه دوازدهم از بابت سى و نهم كتاب حزقیال نبى: «و در آن روز موضعى براى قبر در اسراییل یعنى وادى عابریم را به طرف دریا به جرج خواهم داد و راه عبوركنندگان را مسدود خواهد ساخت و در آنجا جوج و تمامى جمعیت او را دفن خواهند كرد و آنرا وادى جوج خواهند نامید» 




نوع مطلب :
برچسب ها :
          
جمعه 30 دی 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

كد تقویم

FreeCod Fall Hafez

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان