تبلیغات
روز وصال - متن کامل کتاب «آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ» (قسمت سوم)
روز وصال
*** خوش آمدید ***
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


سلام
ضمن خوش آمد گویی به تمام دوستان عزیز امیدوارم لحظات خوبی را بگذرونید.

"برای سلامتی امام زمان صلوات"

vesal_day@yahoo.com

مدیر وبلاگ : ashegh
نویسندگان
نظرسنجی
چرا در جامعه دید مردم نسبت به امام زمان منفی شده است؟







 ریگان: برای یك هارمجدون واقعی مسلح شویم

رستگار شدگان "ربوده" خواهند شد:  

در گشت سال 1983، كه به سرپرستی فال ول تشكیل شده بود، من به كلاید كه ظاهرا بخشهای زیادی از كتاب عهد عتیق و عهد جدید را از بر كرده بود، گفتم كه درباره چگونگی پایان یافتن حالت جذبه و ربودگی، دچار معما شده‏ام. كتاب مقدس در این باره چه می‏گوید؟  




رستگار شدگان "ربوده" خواهند شد:  

در گشت سال 1983، كه به سرپرستی فال ول تشكیل شده بود، من به كلاید كه ظاهرا بخشهای زیادی از كتاب عهد عتیق و عهد جدید را از بر كرده بود، گفتم كه درباره چگونگی پایان یافتن حالت جذبه و ربودگی، دچار معما شده‏ام. كتاب مقدس در این باره چه می‏گوید؟  

كلاید گفت كه اصطلاح فرو شدن به حالت جذبه و خلسه در كتاب مقدس یافت نمی‏شود؛ اما به معنای از خود بیخود شدن و ربوده شدن، هست؛ و به صحنه‏ای كه در رساله اول پولس رسول به تسالو نیكیان، باب چهارم، آیه‏های 16 و 17 آمده است، اشاره دارد: "زیرا خود خداوند با صدا و به آواز رییس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح اول خواهند برخاست. آنگاه ما كه زنده و باقی باشیم با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در ملكوت استقبال كنیم و این چنین همیشه با خداوند خواهیم بود."  

از كلاید پرسیدم: پس مسیح خواهد آمد و رستگاران را در هنگام ربودگی و از خود بیخودی، در خواهد یافت؟  

- همین طور است.  

و آیا او برای دومین بار ظهور خواهد كرد - یا با در نظر گرفتن ظهور او در 2000 سال پیش - این ظهور او برای سومین بار خواهد بود - تا با دجال، در نبرد هارمجدّون، جنگ كند؟  

كلاید گفت: "بله، همین طور است."  

از آنجا كه كلاید در این باره مطمئن به نظر می‏رسید، گفتم آیا ممكن است كه نبوت یعنی پیشگویی‏های انبیا هم داخل مقوله "تاریخ از پیش نوشته" باشد؟  

كلاید توضیح داد: "شما باید درك كنید كه نبوت، تا همین آخرها، كتاب بسته‏ای بود. زیرا خداوند به دانیال نبی تعلیم داده بود، كه آن كتاب را، تا آخرالزمان، مهر كند. و شما این نكته را در كتاب دانیال نبی، باب 12، آیه 4 می‏بینید."(1)  

پرسیدم آیا كلاید باور می‏كند امروز هم انبیایی باشند كه مكاشفه‏های خود را مستقیما از خداوند بگیرند؟  

گفت: "نه لزوما، اما مردمانی داریم مانند هال لیندسی و جری فال ول، كه در كلام نبوت، بینش خاصی پیدا كرده‏اند."  

برای كلاید نقل كردم كه یكبار در زمان كودكی خودم، وقتی از مدرسه به خانم برگشتم و مادرم را پیدا نكردم، ترسیدم كه مبادا ربوده شده باشد و من در این جهان او را برای همیشه از دست داده باشم.  

كلاید گفت: "این اتفاق در هر زمانی ممكن است روی بدهد. به باور من، این رویداد بعدی است و میلیونها نفر ربوده خواهند شد. به عنوان نمونه، وقتی در فلوریدا، با همسایه‏ای كه هنوز به نجات بخش بودن عیسی مسیح اعتراف نكرده بود، گلف بازی می‏كردم، به او شهادت دادم كه مسیح می‏تواند او را از لعنت ابدی نجات دهد. به او اخطار كردم كه ما داریم به آخرالزمان نزدیك می‏شویم. ما در سرود اول كلیسا می‏خوانیم: "فرزندان! این ساعت آخر است و همانطور كه شنیدید، دجال دارد می‏آید. به همین ترتیب دجال‏های بسیاری آمده‏اند، بنابراین ما می‏دانیم كه این ساعت آخر است. و بعد، ما البته كلام خود مسیح را، در مكاشفه یوحنا باب 22، آیه 20 داریم كه می‏گوید: "بلی، به زودی می‏آیم."(2)  

پرسیدم كه كلاید دقیقا انتظار دارد كه ربودگی چگونه صورت بگیرد؟ یعنی مسیح در میان بازماندگان چگونه گزینش و انتخاب خواهد كرد؟  

كلاید، در حالی كه گویی به صحنه‏ای در آینده خیره شده باشد، گفت: "من داشتم با دوستم كه نجات پیدا نكرده بود رانندگی می‏كردم، یكهو ربودگی رخ داد. من به هوا بلند شدم و از ماشین بیرون افتادم، گویی ماشین دیوانه وار از كنترل خارج شده بود و دوستم در این سانحه كشته شد. سپس كلاید جمله‏ای را گفت كه همیشه دوست دارد تكرار كند: "از فكر اینكه با نجات دهنده خود روبرو گردم شاد می‏شوم".  

- و آن دوستی كه با او گلف بازی می‏كردید چه شد؟ پس از اینكه ربوده شدید و در حالی كه در امنیت كامل منتظر نبرد آخرالزمان بودید، آیا هنوز هم نگران او هستید؟  

گفت: "نه، نیازی نیست كه نگران باشم. رنج و عذاب دوستان و كسان مورد عشق و علاقه‏ای كه در جهنم به سر می‏بردند، كاملا از خاطره رستگارشدگان بهشتی زدوده می‏شود."  

كلاید، پیش‏تر به من گفته بود كه زنش دو سال پیش مرده است. از او پرسیدم: آیا زنش و دیگر كسان خانواده‏اش رستگار شده‏اند؟  

- نه، و این مرا عذاب می‏دهد. نه زنم پیش از مرگ نجات پیدا كرده بود، نه پسرم و بچه‏هایش، هیچ كدام از آنها رستگاری پیدا نكرده‏اند. آنان از اعتراف به مسیح خودداری كردند. من به بهشت می‏روم؛ از گفتن این حرف نفرت دارم، اما آنان را در آنجا نخواهم دید. و بخوبی می‏دانم برای كسانی كه در برابر خداوندگار ما سجده نكرده‏اند، چه عاقبتی ذخیره شده است. ما این را از كتاب زكریای نبی، باب چهاردهم آیه 12 می‏دانیم كه "گوشت (بدكاران) در حالتی كه بر پای خود ایستاده‏اند، كاهیده خواهد گشت."(3)  

كلاید، با صدای آرامی از انتقام و غضب الهی صحبت می‏كرد. مطمئن به نظر می‏رسید كه خداوند به بیشتر مردگان و زندگان كنونی- یعنی همه كسانی كه تجدید حیات نیافته‏اند - مجازاتی را خواهد چشانید كه هرگز آرامش هلاكت را در پی نخواهند داشت.  

كلاید در زندگی هر روزه‏اش، آدمی است نرم سخن، باهوش، مهربان، در كار شغلی خودش هم بسیار موفق بوده است. اما تعهد او نسبت به جهان دیگر است. جهان ربودگی و رستگاری. به نظر او، جهان ربودگی، یك امر واقعی است، نه یك رویای مكاشفه ای. از نظر عاطفی، او در دنیای مكاشفه ای خود، وجود خارجی دارد؛ زیرا كه برایش افسون كننده‏تر است و انرژی لازم جهت تحمل سختی‏ها و فرداها را، برایش تامین می‏كند.  

من از این تعجب نمی‏توانم خودداری كنم كه كلاید چگونه فراموش می‏كند، درست همانطور كه در انجیل، كسی ممكن است خداوند را، خدای انتقام و كینه ببیند، میتواند به خدای عشق و محبت هم برسد؟ مسیح در پیامهای خود ما را فرا می‏خواند كه سلاح را از خود دور كنیم و تسلیم بشویم و مانند كودكان كوچك باشیم و نه هفت بار، بلكه هفت مرتبه هفت بار ببخشاییم.  

ما همچنان قدم زنان، به بحث خود درباره یك موضوع گیج كننده دیگر، كه با اینكه تا آنوقت به چندین وعظ در موضوع ربودگی گوش داده بودم، هرگز برایم روشن نشده بود، ادامه دادیم. مسیحیان تجدید حیات یافته، دقیقا تا چه مدت، با مسیح در آن ملكوت اعلا، در بهشت خواهند ماند؟  

كلاید گفت: "هر وقت مسیح به زمین بازگردد، ما هم باز خواهیم گشت. در زمان جنگ بزرگ جهانی، هنگامی كه او بازگردد، همه بدكاران به هلاكت خواهد رسانید؛ و درستكارانی كه باقی خواهند ماند، یهودیان باقی مانده و نیكوكاران جز یهودی و جز مسیحی به درون سلطنت هزار ساله مسیح فرا خوانده خواهند شد. یعنی زمانی كه مسیح به عنوان پادشاه پادشاهان به مدت هزار سال در زمین حكمرانی خواهد كرد؛ در آن وقت، ما با او خواهیم بود.  

"در پایان هزار سال، زمین كنونی و آسمانی كنونی ویران می‏شوند و زمین و آسمان تازه‏ای خلق خواهد شد؛ و در آن زمین تازه، شهر آسمانی اورشلیم تازه‏ای ساخته خواهد شد، كه همه نجات یافتگان همه دورآن ها در آن خواهند زیست. آن وقت ابدیت آغاز می‏شود و پس از آن دنباله حوادث دیگر وجود نخواهد داشت. به این ترتیب، ربودگی كلیسا، در این رشته رویدادها، نخستین رویداد خواهد بود. و این رویداد، در هر لحظه ممكن است اتفاق بیفتد."  

به كلاید گفتم، من نگران جاهای دوردست كره زمین هستم که مردمشان، حتی اسمی هم از عیسی مسیح نشنیده‏اند. به همین علت، آیا آنها سزاوار فروافتادن در جهنم ابدی هستند؟  

كلاید گفت: "حالا، ما دیگر رادیوی موج كوتاه داریم و در همه گوشه‏های دنیا می‏توانیم پیامهای مسیح را بگیریم. به این ترتیب مردمان بسیار زیادی، فرصتهای فراوانی دارند كه از گناهان خودشان توبه كنند و عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خودشان بپذیرند."  

بعد، كلاید و من درباره تفاوت مسیح در دو دین یهودی و مسیحی به بحث پرداختیم.  

و كلاید داستان "یك یهودی و یك مسیحی را نقل كرد كه نشسته بودند و در این باره بحث می‏كردند و منتظر بودند. و هر دو در این نكته توافق داشتند كه مساله عمده در ذهنشان عبارت از این است: آیا مسیح پیش از این، در جهان بوده است؟"  

سپس گفت: "من می‏گویم كه ما دارای سرنوشت مشتركی هستیم: یهودیان امروز در انتظار آمدن مسیح هستند؛ ما مسیحیان در انتظار بازگشت مسیح هستیم. به این ترتیب، وقتی مسیح واقعا ظهور كند، عنوان مسیحی كه در انتظارش بودیم، باز خواهیم شناخت."  

اما من باور ندارم كه هیچ روحانی یهودی، یا یهودی دینداری چنین حرفی بزند، یا چنین احساسی داشته باشد. كسانی كه به دین یهود ایمان دارند، از این عقیده كلاید كه همه یهودیان را در نظام اعتقادی خودش، به صورت یك گروه دارای اسم بی مسمّا به حساب می‏آورد؛ و در طرح خود از بهشت و دوزخ و نجات خودش، آنها را در نهایت موجوداتی بی اهمیت و هیچ كاره، در نظر می‏گیرد، متغیر و خشمناك می‏شوند.  

كلاید از پیچیدگی های زندگی، تصور ساده لوحانه‏ای دارد؛ مانند جنگ اتمی، آلوده شدن محیط زیست ما، انفجار جمعیت، گسترده شدن قحطی و گرسنگی، كسری موازنه پرداختهای جهانی، مالیات های بیشتر و امنیت كمتر و از این گونه.  

برای كلاید، فال ول، لیندسی و میلیونها مردم مانند آنها، مساله تنها یك جواب دارد: "با مسیح، به راه راست برو و روح خداوند در قلب تو تجلی خواهد كرد"؛ و بعد، پیش از آن كه تهدید ویران شدن جهان صورت بگیرد، تو به عنوان یك نفر رستگار شده، از زمین به ملكوت اعلا برده می‏شوی. به نظر كلاید، نیازی نیست كه انسان برای از میان بردن آلودگی محیط زیست شهرهای خودمان و یا قحطی و گرسنگی همه گیر در هندوستان و آفریقا كاری بكند. ما نباید نگران گسترش یافتن سلاحهای اتمی در دنیا باشیم. نیازی نیست كه سعی كنیم از جنگ میان عرب ها و اسراییل جلوگیری كنیم؛ بلكه به جای همه اینها، باید دعا كنیم كه این جنگ دربگیرد و همه دنیا را در كام خود بكشد، زیرا كه این، بخشی از طرح های آسمانی است.  

من سخن فال ول را كه استدلال می‏كرد چرا جنگ آخرالزمان هسته ای او را نگران نمی‏كند، شنیده‏ام.  

او گفت: "می‏دونین چرا من از این بابت هیچ نگران نیستم؟ برای این كه این جنگ، اینجا پیش نمی‏آد."(4) البته منظورش این بود كه در خاك آمریکا پیش نمی‏آید!  

ریگان: برای یك هارمجدون واقعی مسلح شویم‏:

آیا رونالد ریگان با همان نظام اعتقادی كلاید، جری فال ول، جیمی سواگارت و دیگر هواخواهان مشیت الهی بزرگ شده است؟ آندرولانگ از واشنگتن دی سی، كه بررسی ژرفانگری درباره ریگان و خداشناسی هارمجدون كرده است، به این پرسش پاسخ مثبت میدهد. اگر ریگان در دوران ریاست جمهوری خودش هواخواه مشیت الهی نبوده باشد، پیش از آن بوده است.  

لانگ، مدیر تحقیقات انستیتو كریستیك، كه یك مركز پژوهشی خالی از تعصب مسیحیان، یهودیان و مسلمانان است، می‏گویند: "مطالبی كه ریگان سال 1970 ابراز كرد و برای نخستین بار در سال 1985 افشا شد، ثابت می‏كند كه او، هواخواه مشیت الهی، یعنی معتقد به ایدئولوژی هارمجدون بوده است." این انستیتو در سال 1984، یك كنفرانس مطبوعاتی در موضوع ریگان و هارمجدون، ترتیب داد كه عنوانهای درشت مطبوعات مهم سراسر آمریکا را به خود اختصاص داد.  

لانگ، در آن كنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت: او و دیگران در انستیتو كریستیك می‏خواستند درباره ریگان و موضوع خداشناسی هارمجدون به تحقیق پردازند، زیرا این امكان كه یك رییس جمهور شخصا اعتقاد داشته باشد كه خداوند از پیش، یك جنگ هسته‏ای را مقرر فرموده است، یك رشته پرسشهای دلهره آوری را مطرح می‏سازد: در چنین صورتی، یك رییس جمهور هواخواه مشیت الهی، آیا براستی، به عملی بودن گفتگوها درباره تسلیحات، اعتقاد خواهد داشت؟ در یك بحران هسته‏ای، آیا او از روی سنجیدگی و عاقلانه عمل خواهد كرد؟ یا اینكه در عمل یا بی صبری دگمه (آغاز جنگ هسته ای) را فشار خواهد داد؛ و در نتیجه شاید در ذهن خودش خیال می‏كند، كه دارد به تحقق اراده خداوند كه در كتاب مقدس نقشه‏های را برای آخرالزمان مقرر فرموده است، كمك می‏كند؟  

لانگ كه در بررسی خود درباره ریگان و هارمجدون از كمك و همكاری لاری جونز، نویسنده و پژوهشگر نیویوركی و فارغ التحصیل دانشگاه كلمبیا برخوردار بود، توضیح داد كه: "یك هواخواه مشیت الهی؛ معتقد به خداشناسی هارمجدون، آدم بنیادگرایی است كه كتاب مقدس را همانند یك سالنامه مطالعه و آینده را پیشگویی می‏كند. هواخواهان مشیت الهی مانند جری فال ول، هال لیندسی، پت رابرتسون و دیگر رهبران دست راستی مسیحی، اعتقاد دارند كه كتاب مقدس، دومین ظهور نزدیك عیسی مسیح را، پس از یك جنگ هسته ای سراسری، بروز فلاكت های طبیعی، سقوط و فروپاشی اقتصادی و اغتشاش ها و بهم ریختگی‏های اجتماعی، پیشگویی كرده است.  

اینان اعتقاد دارند كه این رویدادها، باید پیش از دومین ظهور عیسی مسیح، اتفاق بیفتند و معتقد هستند كه طرح همه این ها در كتاب مقدس ریخته شده است. مسیحیان تجدید حیات یافته، پیش از آخرین دوران هفت ساله تاریخ، در وضع جسمانی خود، از صفحه زمین به ملكوت آسمان برده خواهند شد و با مسیح در آسمان محشور خواهند بود. آنان از آن بالا، و در امنیت كامل، ناظر و شاهد جنگ های هسته ای و بحران های اقتصادی و آزمایش های سخت خداوندی خواهند بود. در پایان این دوران آزمایش سخت خداوندی، این مسیحیان تجدید حیات یافته، به همراه فرمانده عالی خود عیسی مسیح، بازخواهند گشت، تا در نبرد هارمجدون شركت كنند، دشمنان خدا را نابود كنند و سپس هزار سال بر زمین حكومت كنند."




نوع مطلب :
برچسب ها :
          
جمعه 30 دی 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

كد تقویم

FreeCod Fall Hafez

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان